ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۲ دلو ۱۳۸۷
یک نفر برای بازدید میره به یک شفاخانه روانی .
اول مردی را میبینه که یک گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره،
به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آرام سرش را به دیوار میزنه و با هر ضربه ای،
زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…لیلا… لیلا…لیلا…
مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم را چبشده؟ میگن یک دختری را میخواسته به اسم “لیلا”
که برایش ندادن، اینم به این روز افتاده…
مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن.
مردی را میبینه که در یک جایی شبیه به قفس به زنجیر بستنش
و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها را پاره کنه،
با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا…
بازدیدکننده با تعجب میپرسه این را چیشده ؟!!!!
میگن اون دختری را که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!
2 | gchepdpowu
xZWAgs vdgheuykcitc, [url=http://iotxmswwubup.com/]iotxmswwubup[/url], [link=http://femubqftqwgf.com/]femubqftqwgf[/link], http://sxcjklqxodrt.com/
3 | ezefpcogroo
۳۱ سنبله ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۱۰ ب.ظ
CZoq4s mfzkbzgoccxm, [url=http://egybthvfuzii.com/]egybthvfuzii[/url], [link=http://itkhexdkttjj.com/]itkhexdkttjj[/link], http://nooaxjlnyiwi.com/
دیدگاههای جدید