ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۴ میزان ۱۳۸۸
به دیدارت ای دوست گرفتار شدم
در غم عشقت بیمار شدم
گذری زکوی وصل یار داشتم
زین گذر مجنون دلدارشدم
آوراه کوی و برزن عشق
تا به همه صبح بیدار شدم
اشک ریزان ناله بر سر زنان
ازعشق توبیقرار شدم
1 | نصیری
۱۵ میزان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ
این شعرت به خوبی شعر قبلیت نبود. وزن و ریتم خوبی نداشت. ولی قبلیه خیلی خوب بود. خوشبختم از آشنایی با شما
2 | alzahra
۲۰ میزان ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۲ ق.ظ
تشکر از این که به کلبه ای ما سر دین می تواننید از وبسایت دوست بنده به آدرس
http://ramuzi.com
نیز دیدن نمایید در صورت تمایل با عنوان «پایگاه علمی آموزشی راموزی» به دوستان خود معرفی نمایید.
با تشکر همیشه موفق باشید.
دیدگاههای تازه