ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۲۹ میزان, ۱۳۸۸
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که ژوبین نبود.
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۲۶ میزان, ۱۳۸۸
روزی عشق از دوستی پرسید:فرق من با تو در چیست ؟
دوستی جواب داد:من با یک سلام شروع میشوم اما تو با یک نگاه
و من با یک دروغ از بین می روم ولی تو با مرگ
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۲۲ میزان, ۱۳۸۸
بر کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
ﮐس جای درین منزل دیوانه ندارد
دل را به کف هر که نهم باز پس آرد
ﮐس تاب نگهداری دیوانه ندارد.
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۹ میزان, ۱۳۸۸
بعضی چیزا را نمیشه نوشت
بعضی چیزا را نمیشه گفت
بعضی چیزا را فقط میشه احساس کرد
بعضی بغضا را نمیشه شکست
بعضی دردا را نمیشه فریاد زد
بعضی دردا را فقط میشه اشک ریخت
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۴ میزان, ۱۳۸۸
به دیدارت ای دوست گرفتار شدم
در غم عشقت بیمار شدم
گذری زکوی وصل یار داشتم
زین گذر مجنون دلدارشدم
آوراه کوی و برزن عشق
تا به همه صبح بیدار شدم
اشک ریزان ناله بر سر زنان
ازعشق توبیقرار شدم
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۴ میزان, ۱۳۸۸
نمیدانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود.
بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود.
بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود.
بر چه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود..
وسرانجام بر چه قلبی بنویسم که هرگزسنگ نشود….!؟
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۱۳ میزان, ۱۳۸۸
دوست داشتن همیشه گفتن نیست
گاه سکوت است وگاه نگاه
این درد است که از نگاه یکدیگر نمی فهیم
که چقدر به همدیگرمحتاجیم
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۳۰ سنبله, ۱۳۸۸
سلام دوستان عزیز و بسیار زیاد مهربان عید را به تمامی شما تبریک می گویم
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۲۴ سنبله, ۱۳۸۸
عشق محکومی است که محاکمه نمی شود….دیوانه ایست که معالجه نمی شود….بیگانه ایست که شناخته نمی شود….سکوتی است که شکسته نمی شود….وفریادی ایست که ارام نمی شود
ارسال شده توسط arash در تاریخ: ۲۴ سنبله, ۱۳۸۸
میخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولی نامرد ادیسون، برق را اختراع کرد
دیدگاههای تازه